تبليغاتX
آل پاچینو بازیگری 20
سلام شاید مطلب زیر کمی با وبلاگ هم خوانی نداشته باشه ولی همون یک ذره اش مهمه:

 

يک بازي  مافيايي از نماي ديگر

بازی های  زیادی در سبک Driving/Action  تا به حال ساخته شده  که Total Overdose  و True Crime  و GTA نمونه های بارزی در این سبک هستند که  به نحوی همگی به نوعی الهام گرفته از داستان های مافیایی و باند های تبهکاران می باشند . اما بازی Scarface  ( صورت زخمی) الهام گرفته شده از فیلم خود می باشد که بسته به نوع داستان و ماجرای آن از سبک Driving/Action بهره جسته است . به همین منظور ما بالاخره بعد از مدت ها موفق شدیم اطلاعاتی را در مورد این بازی و جزییات آن کسب کنیم . کمپانی vivendi universal مسئولیت ساخت این بازی زیبا را بعهده استدیو بازیسازی Radical Ent سپرده است که در ابتدا  صحبت هایی از انتشار این بازی فقط برای کنسول  PS2 بوداما سرانجام vivendi universal با یک خبر خوشحال کننده وانتشار آن برای PC  ، Xbox ، Xbox360  و PS3  به همراه PS2 به تمامی شایعات پایان داد .
حال به شرح داستان بازی می پردازیم ، کاخ Tony Montana به وسيله تعداد زيادي تبهکاران که  قصد کشتنش را دارند  محاصره شده و در کمین او می نشینند ، هر کسی که فيلم راديده باشد( این صحنه دقیقا سکانس آخر فیلم می باشد )  متوجه می شود که توني به وسيله گروه کوچک محافظان مخصوصش از پس تعدادي از دشمنانش بر می آمد ، اما سرانجام توسط یکی از آنها که از پشت به او شلیک میکند کشته می شود .ولی آنطوری که از سناریو بازی مشخص است بازی دقیقا از این قسمت آغاز میشود که به همین واسطه تونی تمامی دشمنانش را که به کاخ خود به منظور قتلش تجاوز کرده بودند از پای در می آورد .



او بعد از آن ماجرا به جزيره اي در نزديکي ميامي فرار ميکند .در مجموع 8 جزيره ( که قبلا متعلق به توني بوده ) وجود دارد و شما مي توانيد با قايق به آنها رفت و آمد کنيد با اين حال مرکز فعاليت هاي شما در ميامي قرار دارد . scarface شباهت زيادي به GTA دارد و به نظر مي رسد الهام گیری بخش اوليه آن GTA بوده است .بعد از ماموريت اول بازی ، ادامه آن به رانندگي در سطح شهر معطوف ميشود .اما چیزی که  با GTA  متفاوت به نظر مي رسد استحکام بیشتر بدنه ماشین ها  است . همچنین هنگاميکه شما از دست اندازها عبور ميکنيد ماشين ثابت مي ماند و اين اجازه کنترل ساده و روانتري را به بازيکن مي دهد در ضمن شما در حال حرکت نيز ميتوانيد از داخل اتومبیل تان تيراندازي کنيد ، اما در تیر اندازی همانند GTA شما اين امکان را داريد تا به طور معمولي تيراندازي کنيد و يا به صورت اتوماتيک هدف را بر روي دشمنانتان قفل کنيد. قطعاً خشونت بازي شما را راضی نگه خواهد داشت. چون بازي اصلا بر پايه خشونت و خرابي استوار است! شما ميتوانید با اسلحه هاي سنگين و مقدار زياد مهماتي که در اختيار داريد دشمنانتان را به گلوله ببنديد.يکي از نو آوري هاي بازي آن است که وقتي  با اسلحه به سمت دشمنتان نشانه میگیرید  صفحه اي باز ميشود که به شما اين امکان را ميدهد تا توسط آن هدفتان را کاملا زیر نظر بگيرید و به هر نقطه از بدن دشمنتان که دوست دارید شليک کنيد!( سر.دست.پا و...) بيشتر اوقات اين موضوع مسئله مهمي به حساب نمي آید چون اگر شما به قدر کافي به سمت هدف تيراندازي کرده باشيد مي توانيد شاهد متلاشي شدن اندام هاي بدن او شويد!



شما پس از فرار از کاخ ، کارتان را مانند يک فروشنده  عمده مواد مخدر( قاچاق مواد) در خيابان ها شروع مي کنيد. توني  سابقه چنين اعمالي را قبلا داشته و در اين راه دردسر فراوانی کشیده ! چون خريد و فروش غيرقانوني مواد مخدر در واقع يک جنگ به تمام معنا به حساب می آید! عرضه و تقاضاي مواد مخدر در این بازي نسبتا ساده است که کمک مي کند تا حساب بانکي توني  لبریز از پول بشود! اما سناريو  بازی سعي داشته  تا  پيچيده تر از فیلمش باشد  و در اين راه به نظر می آید موفق هم بوده .در بازي 4 منطقه براي چيره شدن بر آنها وجود دارد که هر کدام توسط يک باند مافيايي جنايتکار جداگانه مثل مونتانا اداره ميشود.شما هم به اين جنايتکاران احتياج داريد تا علاوه بر حفظ سهم خود به بدست آوردن سهم بيشتري بپردازيد.وقتي که مونتانا کم کم به يک مهره بزرگ تبديل ميشود ديگر به کارهاي پيش پا افتاده و جزيي نمي پردازد. پس توني در اين مدت چه کار مي کند؟!؟
شما ميتوانيد به معامله هاي قانوني و خريد مغازه بپردازيد تا تشکيلاتتان را مشروع جلوه دهد . شما براي حراست از اين دارايي ها دو راه داريد: اول اينکه مقداري از اين در آمد ها را براي به خدمت گرفتن محافظ ببپردازید! و يا اينکه در برابر حملات اتفاقي گانگستر ها ريسک کنيد.رقباي توني نيز همان قدر براي کسب درآمد مشتاقند که توني مونتانا مشتاق است ، بنابر این از روش هاي مشابهي استفاده ميکنند.جزاير  مکان خوبی براي خريد و فروش مواد و بدست آوردن پول  می باشند ، چون از جمله مکان هایی هستند که دولت نظارت کمتری در این مناطق دارد .  بدست آوردن اين همه پول بدون خرج کردنشان  مطمئناً سودی ندارد ! براي همين منظور توني میتواند تا جایی که فکر میکنید ولخرجی کند  و از طريق تلفن اسلحه، نگهبان ،ماشين هاي آنچنانی و... سفارش بدهد! در ضمن تونی در زمانی که نیاز به آوردن ماشین داشت زحمت این کار هم بر گردن مستخدمینش می اندازد .



گرافيک بازي فوق العاده طراحی شده  و جزییات خوبی در بازی گنجانده شده است ،  تیم سازنده نیز بر روي قسمت رانندگي حوصله زیادی به خرج داده است . همچنين صداگذاري آن به همراه صدای ماندگار آل پاچينو بسيار عالی کار شده است . vivendi  علاوه بر تاکيدي که بر موسيقي فيلم داشته 80 قطعه موسيقي دیگر نيز به بازي اضافه کرده تا شما بتوانيد از جنايت در شهر بيشتر لذت ببريد.تا کنون  مراحل زیادی از ساخت بازی پیشرفت کرده و احتمالا براي اوايل سال 2006 تکميل خواهد گشت. يک سال تاخير فرصت خوبي براي سازندگان بازي بوده تا کيفيت آن را بالا تر ببرند. در نهایت به نظر می آید یکی از بهترین بازی های Driving / Action  در راه باشد که طرفداران بازی های مافیایی می توانند از انجام این بازی بی نهایت لذت ببرند .

مرجع مطلب : بازیکده . کام

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در جمعه 1384/08/20 ساعت 8:51 قبل از ظهر | لینک ثابت |
از این به بعد لگوی وبلاگ کلیپ زیر میباشد :

تو رو خدا نظر یادتون نره   حتی اگه وبلاگم قشنگ نیست که نیست نظر بدید تا بفهمم

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در چهارشنبه 1384/08/18 ساعت 8:34 بعد از ظهر | لینک ثابت |
البته پایینی خیلی کامله ولی این یکی اینگلیسی هستش:

 

A NATIVE son of New York City's East Harlem, Al Pacino was the only child of Salvatore (an insurance salesman) and Rose Pacino. His parents divorced when he was two, and Al and his mother moved in with her parents in a poor neighborhood near the Bronx Zoo. Little Alfredo was a rather sensitive child, and his overprotective grandparents cherished and coddled him to such a degree that he wasn't even allowed out of the house until he had safely passed his seventh birthday. He got to tag along with his mother to evening features at the local movie theatre, but his days were spent housebound with nothing better to do than reenact for his grandmother the plots of the films he had seen. His improvisational skills spilled over into his schoolyard bravado, which included regaling the other kids with whoppers about his exciting and colorful past, living in Texas with his ten dogs — a very cool alternative reality to ten-year-old boys living in the Bronx circa 1950. Tall-tale-telling, sports, and mostly harmless street mischief kept Pacino's attentions pretty well diverted from academics, so when his teachers began to see his talent for drama, they encouraged him to perform in school plays, and to read passages from the Bible during assemblies.

At fourteen, Pacino attended a performance of Chekhov's The Seagull at Elsmere Theater in the South Bronx, whereupon he decided to transfer to the High School of the Performing Arts. Unfortunately, English seemed to be the only subject he wasn't continually flunking at the renowned school, and so at the age of seventeen, it took little deliberation for Pacino to decide to throw in the academic towel once and for all. He spent several years drifting from odd job to odd job, working variously as a mail deliverer in the offices of Commentary magazine, a messenger, an usher in a movie theatre, and as a building superintendent. But his life wasn't all errands and leaky faucets — during this period, Pacino began taking acting classes and appearing in basement-staged plays of little repute. He squirrelled away enough money to enroll at the Herbert Berghof Studio, where he trained under drama coach Charlie Laughton. Apprenticing in acting, directing, and writing in a handful of way-off-Broadway theatres, Pacino eventually gained acceptance to the famed Actors Studio in 1966, where he received further training in Lee Strasberg's school of Method acting.

This period of leaps-and-bounds advancement was marked by his appearance opposite James Earl Jones in a production of John Wolfson's The Peace Creeps and a stint performing at the Charles Playhouse in Boston. He returned to New York to appear in an off-Broadway production of The Indian Wants the Bronx, in which he played Murph, one of two young hoods who accost and brutally terrorize an aging Native American man in the street. The critics couldn't say enough nice things about Pacino's unstagey and potent performance, and the young actor was awarded an Obie as Best Actor for the 1967-68 season. The following year, Pacino stepped onto an honest-to-goodness Broadway stage for the first time, in the role of a psychotic junkie named Bickham, in Does the Tiger Wear a Necktie? Though the production closed after a meager thirty-nine performances, the critics deemed its star "sensationally menacing," "spectacularly good," and "magnificent," and Pacino scored his first Tony Award.

Drowning in umpteen plaudits, the critics' darling decided to make a bid for a film career. Pacino's first two features, Me, Natalie and The Panic in Needle Park, recycled his proven virtuosity in the role of junkie. In preparation for the latter film, Pacino and Panic co-star Kitty Winn schooled themselves in the mannerisms of heroin addicts by doing extensive research in and around various methadone treatment centers and drug-pusher haunts. On the basis of his gut-wrenching performance in the film, Pacino was offered the role of Michael Corleone in Francis Ford Coppola's The Godfather, a plum assignment plucked handily away from the likes of Jack Nicholson and Warren Beatty. Stealing quietly into the film as the reluctant Mafia scion thrust into the family business, Pacino crafted an ingenious study of Michael's metamorphosis from idealistic war hero to lethal underworld lord. He swaggered away from The Godfather with movie stardom and an Oscar nomination for Best Supporting Actor to his credit. He followed up quickly with forceful performances, in Serpico (in the role of a scrupulously honest cop who attempts to uncover corruption in the N.Y.P.D.), The Godfather, Part II (in another Oscar-nominated performance as the rancorous don), and Dog Day Afternoon (in the role of a volcanic bisexual bankrobber). Sure, Pacino made the inevitable missteps along the way: Bobby Deerfield (1977), Cruising (1980), and Revolution (1985) were about as well-received as a death sentence, but he successfully counterbalanced their disappointments with Scarface (1983), Sea of Love (1989), and Frankie and Johnny (1991).

From the beginning of his film career, Pacino had remained something of a commuter between Hollywood and Broadway. His title role in a production of The Basic Training of Pavlo Hummel won him a second Tony in 1977, and memorable turns as Antony in Julius Caesar, and as Walter Cole in David Mamet's American Buffalo, alleviated any fan fatigue that might result from being one of the most popular and most frequently Oscar-nominated (a career total of seven to date) film stars in the biz. On-screen, Pacino kept cranking out popular favorites: he donned his dark habit once again to play Michael Corleone in 1990's The Godfather, Part III; he blistered as a slick real estate salesman in 1992's Glengarry Glen Ross; at long last he took home the elusive Best Actor Oscar for 1992's Scent of a Woman, in which he employs Chris O'Donnell as his seeing-eye dog; Carlito's Way gave him the chance to essay another effective ethnic characterization, this time as a Puerto Rican ex-con trying to go straight; and he played cool cop to Robert De Niro's equally cool robber in 1995's Heat.

While it may be true that Pacino's fame was cemented with his true-to-life portrayals of urban toughies on film, his heart has always remained tethered to the stage. "The play is the thing. That's my motivation," Pacino commented in an interview about his double-duty as actor and director in his well-received 1996 documentary Looking for Richard. A love letter to Shakespeare and a forthright statement on the craft that has captured his imagination for over a quarter-century, the film sets about familiarizing audiences with one of Shakespeare's most dense and rich works, through deconstruction of scenes and interviews with Shakespearean scholars, with prominent actors like Sir John Gielgud, Kevin Kline, Winona Ryder, and Kenneth Branagh, and with your average men and women encountered on the street. Just when we all thought he'd cleaned up his act, he returned as his stock-in-trade urban crime figure in Donnie Brasco, and portrayed a Mephistophelean lawyer in Devil's Advocate (both 1997). Late 1999 brought a brace of solid roles: he turned in a brilliant portrayal of 60 Minutes producer Lowell Bergman in The Insider, which tells the story of Bergman and Mike Wallace's investigative reporting into the American tobacco industry; and headlined Oliver Stone's gridiron drama Any Given Sunday.

On a more personal note, Pacino and girlfriend of several years Beverly D'Angelo are expecting twins. The children will be the first for D'Angelo; the never-married Pacino has a daughter, Julie Marie, whose mother is acting teacher Jan Tarrant.

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در سه شنبه 1384/08/17 ساعت 6:14 بعد از ظهر | لینک ثابت |
فیلم های او را به فارسی پایین نوشتم ولی این خارجکیش هست:

 

Al Pacino is a gifted actor who delivers one powerful performance after another. Al Pacino has worked as an actor, director, producer, writer, and has been a part of many TV guest appearances. Below is an up to date list of Al Pacino's work, starting way back in 1968 in the show N.Y.P.D.

Torch 2006
88 Minutes
2005)
Two for the Money
2005
The Merchant of Venice
2004
Angels in America — 2003) (mini) TV Series
Gigli — 2003
Recruit, The — 2003
People I Know — 2002
S1m0ne — 2002
Insomnia — 2002
Ultimate Fights from the Movies — 2002
America: A Tribute to Heroes — 2001
Chinese Coffee — 2000
Any Given Sunday — 1999
The Insider — 1999
Pitch — 1997
Devil's Advocate — 1997
Donnie Brasco — 1997
Looking for Richard — 1996
City Hall — 1996
Looking for Richard — 1996
Heat — 1995
Two Bits — 1995
67th Annual Academy Awards, The — 1995
Jonas in the Desert — 1994
Carlito's Way — 1993
65th Annual Academy Awards, The — 1993
Godfather Trilogy: 1901-1980, The — 1992
Glengarry Glen Ros — 1992
Scent of a Woman — 1992
Frankie & Johnny — 1991
Madonna: Truth or Dare — 1991
Dick Tracy — 1990
The Godfather Family: A Look Inside — 1990 (
The Godfather, Part III — 1990
The Local Stigmatic — 1990
)
Sea of Love — 1989
Revolution — 1985
Scarface — 1983
Author! Author! — 1982
Lee Strasberg and the Actors Studio — 1981
Cruising — 1980
And Justice for All — 1979
Bobby Deerfield — 1977
Dog Day Afternoon — 1975
The Godfather, Part II — 1974
Serpico — 1973
Scarecrow — 1973
The Godfather — 1972
The Panic in Needle Park — 1971
Me, Natalie — 1969
N.Y.P.D. — 1968

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در سه شنبه 1384/08/17 ساعت 6:11 بعد از ظهر | لینک ثابت |

         
  Scarface   Scarface   Scarface   Insider   Insider  

           
  Heat   Donny Brasco   Devils Advocate   Heat   Godfather  

           
  A.G.S.   Scarface   Godfather   Godfather   Scarface  

           
  Scarface   Scarface   Insider   Heat   Donny Brasco  


 

 

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در سه شنبه 1384/08/17 ساعت 6:10 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

http://www.users.bigpond.com/flameit/alpacino/audio/ifiever-carlito.mp3

http://www.users.bigpond.com/flameit/alpacino/audio/greatass%20-heat.mp3    <---- در فیلم مخمصه

http://www.users.bigpond.com/flameit/alpacino/audio/wiseguy-donnie.mp3 <---- در دنی براسکو

http://www.users.bigpond.com/flameit/alpacino/audio/whooa-scentofawoman.mp3 <---- بوی خوش زن

http://www.users.bigpond.com/flameit/alpacino/audio/balls-scarface.mp3 <---- صورت زخمی

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در سه شنبه 1384/08/17 ساعت 6:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
بدون شرح امضای قشنگ او :

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در سه شنبه 1384/08/17 ساعت 6:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |
سلام  وبلاگ آل پاچینو - عشق. میهن بلاگ به آل پاچینو - عشق.بلاگ فا  تغییر کرده 

 

خوش آمدید

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در یکشنبه 1384/08/15 ساعت 4:14 بعد از ظهر | لینک ثابت |

سلام عزیزان گرامی آیا وبلاگ من مسخره است که ۱ نظر نمیدید؟

حالا عیبی نداره فقط میخواستم بگم که پیش نمایش فیلم دو نفر برای پول  رو  کانال تپش ۲  یا همون تی تو  میده .

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در یکشنبه 1384/08/15 ساعت 4:9 بعد از ظهر | لینک ثابت |

باید همشونو کشت...

آل پاچینو

سلطان بازیگران جهان

( بازیگر محبوب امیر پاچینو  )

 ( تونی، بوبی، مایکل کورلئونه، فرانسیس، فرانک سرپیکو، دون مایکل کورلئونه،  سانی ورتزیک، بابی درفیلد، آرتور کریکلند، استیو بورنس، ایوان تراوالیان، تونی مونتانا، تام داپ، فرانک کیلر، گراهام، بیگ بوی کاپریس، ریکی روما، جانی،  کلنل فرانک اسلاد، کارلیتو بریگانته، گراندپا اسپیریتوی، وینسنت هانا، مایور جان پاپاس، ریچارد سوم، لفتی روجیررو، جان میلتون، لاول برگمان، تونی د آماتو، هری لوین، ویل دورمر، ویکتور تارانسکی، الی ورمن، والتر بروکه، استارکمن، روی مارکوس کان، شایلوک، والتر آبراهام، ...)

 جزو معدود بازیگرانی است که با گذشت زمان،ستاره اقبالش همچنان می درخشد و از این روست که آل پاچینو شدن کار چندان آسانی نیست.در سینمای جهان فقط یک پاچینو وجود دارد و به جرات می توان گفت که شاید هرگز تکرار نشود.

آلفردو پاچينو در 25 آوريل 1940 در محله فقير نشين هالم نيويورک به دنيا آمد، دوساله بود که والدينش از هم جدا شدند و به اتفاق مادر و مادر بزرگش به منطقه برانکس نقل مکان کرد.آنقدر عزيز دردانه بود که تا هفت سالگي پا از در خانه بيرون نگذاشته بود، مبادا که چشم بخورد! اين يک سنت مذهبي و قديميه ايتالياييست که به فرزندان پسر اهميت خاصي ميدهند و ريشه اش در فرهنگ باستاني رومي لاتين است ( هر پسر بچه اي بلقوه يک سلحشور و يک رزم آور وطن پرست است که ميبايست پس از رسيدن به سن بلوغ وظيفه ي پاسداري از مرزهاي امپراطوري را به عهده بگيرد.). پدرش يک مهاجر ايتاليايي بود و عقيده مذهبي در خانواده ي آنها ريشه داشت.مهاجرت به آمريکا هم براي نسل اول مهاجران به معناي امريکايي شدن نبود.آنها همچنان در باورهاي سرزمين مادري خويش زندگي ميکردند، و حداقل به اندازه سن يک نسل وقت لازم بود تا با بتوانند با هويت جديدشان زندگي کنند...

دنياي نمايش از همان ابتدا براي آلفردو جاذبه اي مرموز داشت. ورود به اين عالم شبيه کشف سرزمين عجايبي بود که در هر گوشه ي ان موجودي خيالي آرميده بود. او به همراه مادرش شبهاي زيادي را به ديدن اين سرزمين عجايب رفت و با قهرمانان روياييش همذات پنداري کرد،تفريح ديگرش هم تعريف اين داستانها به شکل اغراق شده براي مادر بزرگش بود...و وقتي بزرگتر شد در حياط مدرسه براي همشاگرديهايش معرکه ميگرفت و به شيوه ي بداهه نمايش اجرا ميکرد! معلمها هم که پي به استعدادش برده بودند براي اجراي چند نميايش مذهبي در مدرسه انتخابش کردند و اين اولين تجربه آل بر روي صحنه بود!

ديدن نمايش مرغ در يايي اثر چخوف در چهارده سالگي براي او تجربه اي شگفت بود.اين اجرا را در تئاتر السمر در منطقه برانکس ديد و همان دم تصميم گرفت که براي ادامه تحصيل به دبيرستان هنرهاي نمايشي نقل مکان کند، اما بخت يارش نبود چرا که زبان انگليسيش تعريفي نداشت. سرانجام سه سال بعد که از دبيرستان در آمد دوران آوارگي آل آغاز شد...کارهاي مختلفي را تجربه کرد از دربان سالن نمايش گرفته تا مامور وصول نامه و نگهباني ساختمان...

دوران در به دري چند سالي ادامه يافت، او از کاري به کار ديگر ميرفت و اميد داشت با جمع آوري پول بتواند وارد مدرسه بازيگري شود، اما هميشه اوضاع بر وفق مراد نبود. در فاصله پيدا کردن دو شغل گاه ميشد که بيکار ميماند و جوانان شرور محله هارلم بدشان نمي امد پاي او را به کراهيا خلاف بکشانند. يک بار پليس او را به جرم حمل اسلحه غير مجاز دستگير کرد و آل سه روز زنداني شد. واقعه دردناک بعدي مرگ مادرش بود که دلبستگي عميقي به وي داشت و باعث شد که مدتي در اسايشگاه رواني بستري شود: (( آن چنان ضربه سهمگين بود که ديگر نميخواستم در زندگي دلبسته زني ديگر شوم!))

پس از مرگ مادر تمام وقت خود را صرف نمايش کرد، براي تجديد روحيه اش دو نمايش شاد براي کودکان اجرا کرد: جک و لوبياي سحر اميز و ماجراهاي خيز بلند سر انجام موفق شد پول لازم براي ثبت نام در مدرسه بازيگري هربرت برگهوف را به دست بياورد. آنجا زير نظر چارلز لاتن آموزش خود را به عنوان يک بازيگر اماتور آغاز کرد. آل اکنون 22 سال داشت و ميبايست 4 سال تجربه ي صحنه اي کسب کند تا بتواند در معروفترين مدرسه بازيگر نيويورک، يعني اکتورز استوديو، نام نويسي کند...

ورود او به عرصه بازیگری را باید سال 1969 دانست.پاچینو در این سال در فیلم«ناتالی و من» بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در «وحشت در نیلی پارک» را پذیرفت.اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم« پدرخوانده »گرفت،نقش مایکل کورلئونه به او واگذار شد.رابرت ردفورد و جک نیکلسون و ...جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند اما کاپولا فقط یک نفر را می خواست و آن شخص کسی نبود جز پاچینوی کبیر.(ای ول بابا سیسیلی!!!)

بازی بی عیب و نقص او در پدر خوانده همگان را مات و مهبوت ساخت و آغاز خوبی برای وی بود.پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که البته هرگز به آن نرسید.در سال 1973 او در فیلم های «مترسک» و «سرپیکو» بازی کرد.در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود.وی در این فیلم نقش «فرانک سرپیکو» افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می کند.پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد.اما منتقدان،جایزه گلدن گلاب را به سبب بازی در سرپیکو به وی اهدا کردند.از دیگر بازی های چشمگیر پاچینو می توان به حضورش در فیلم های« پدرخوانده 2» (1974)،«بعد از ظهر سگی»(1975) و «عدالت برای همه»(1979) اشاره کرد.پاچینو برای بازی در همه این فیلم ها نامزد اسکار شد ولی مورد بی مهری اعضای اسکار قرار گرفت.او می گوید:«من برای اسکار بازی نمی کنم،چون بازیگری عشق من است،عشقی که هرگز نمی توانم رهایش کنم».او برای بازی در فیلم هایی چون کرایمر علیه کرایمر(1979)،اینک آخرالزمان،متولد چهارم جولای(1989) برای بازی دعوت شد ولی او قبول نکرد.هنگامی که کاپولا برای فیلم اینک آخرالزمان او را دعوت کرد،پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد:«من به تو به جنگ نخواهم آمد».دهه 90 را برای باید دهه نوینی برای پاچین دانست،زیرا او که پس از بازی در فیلم« انقلاب»(1985) مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود در فیلم« دریای عشق»(1989) بار دیگر خوش درخشید.از فیلم های معروف او در این دهه می توان به« دیک تریسی»،«پدرخوانده »3(1990)،«فرانکی و جانی»(1991)،«گلن گری گلنراس»(1992)،«راه کارلیتو»(1993)،«التهاب»(1995)،«تالار شهر»(1996)،«وکیل مدافع شیطان»،«دنی براسکو»(1997) و فیلم« خودی»(1998) اشاره کرد.اما برترین فیلم او در این دهه،«بوی خوش زن» در سال 1992 می باشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد.او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می کند.علاوه بر جایزه اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد.زمانی که نقش شیطان در فیلم «وکیل مدافع شیطان» (1997) را ایفا کرد،همه بزرگان ،نامداران،تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.در سال 1996 از سوی انجمن «گوتام» جایزه ویژه یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا،جایزه مشابهی به او اهدا شد.او در سال 2002 در فیلم« بی خوابی» نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه ای است.«تاجر ونیزی»(2004) را باید بهترین فیلم او از سال 2000 به بعد دانست.پاچینو آنقدر استادانه در این فیلم بازی کرد که اگر خود ویلیام شکسپیر زنده بود انگشت به دهان می ماند.کمتر بازیگری در سینمای جهان می توان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد.چشمان پاچین انگار حرف می زنند و می توان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد.این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده 2 اوج بازی وی با چشمهایش به شمار می رود. پاچینو یکی از گنجینه های دنیای بازیگری است و بازی او می تواند به راحتی از شکلی به شکل دیگر در بیاید.» . وی هم اکنون مشغول بازی در فیلم «88 دقیقه» به کارگردانی جان آونت در ژانری درام جنایی است. پاچینو در این فیلم در نقش پورفسوری ظاهر می‌شود که نامه‌ای تهدید آمیز مبنی بر اینکه تنها 88 دقیقه زنده است را دریافت می‌کند.

پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژه ای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی می تواند ایفاگر هر نقشی باشد.نکته برجسته در بیشتر بازی های او این است که مخاطب را با خود همراه می سازد.فرانسیس فورد کاپولا درباره او می گوید:«اگر کارگردان نمی شدم دوست داشتم یک پاچینو بودم».صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی می کند .گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعا بازیگر هستند.(البته نباید صدای دوبلور این بازیگر که به نظرم آقای خسرو خسرو شاهی است را فراموش کنیم.ایشان نیز در معرفی آل پاچینو در دوبله به زبان فارسی و حس گرفتن های به جا زحمت های فراوانی کشیده اند.از همین جا از ایشان تشکر می کنیم و به ایشان خسته نباشید می گوئیم).در میان ستاره های هالیوود،بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو و.... می توان یافت که صدایی مانند او داشته باشند.پاچینو تاکنون ازدواج نکرده است اما دخترخوانده ای به نام جولی دارد و این دو(سینما و جولی) دو عشق آلفردو هستند.(فکر می کنم در مخمصه هم به زندگی شخصی اش هم اشاره شده بود.آنجا هم دختر خوانده داشت و کارش و دخترخوانده اش را بسیار دوست داشت).

آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامه نگاران از محبوبیت ویژه ای برخوردار است.او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود،آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوست داشتنی باشد.او به دوران میانسالی پای گذاشته است و همگان منتظرند تا آل پاچینوی دیگری ظهور کند.آیا چنین چیزی ممکن است؟

و ...

فيلمشناسی (بازیگر): 

من ناتالي (فرد كوبی، 1969) * بازی خوب

وحشت در نيدل پارك (جری شانزبرگ، 1971) * بازی خوب

پدرخوانده1 (فرانسيس فورد كاپولا،1972) * بازی فوق العاده زیبا

مترسك (جری شانزبرگ، 1973) * بازی خیلی خوب

سرپيكو (سيدنی پولاك ،1973)* بازی فوق العاده زیبا

پدرخوانده2 (فرانسيس فوردكاپولا، 1974) * بازی فوق العاده زیبا

بعدازظهر سگی (سيدنی لومت، 1975) * بازی فوق العاده زیبا

بابی ديرفيلد (سيدنی پولاک، 1977) * بازی خوب

و عدالت براي همه (نورمن جيسون، 1979) * بازی خیلی خوب

پرسه زنی (ويليام فردكين،1980) * بازی خوب

نويسنده! نويسنده (آرتور هيلز، 1982) * بازی خوب

صورت زخمی (برايان دی پالما، 1983) * بازی فوق العاده  زیبا

انقلاب (هيو هادسن، 1985) * بازی خوب

دريای عشق (هرالد بكر، 1989) * بازی خوب

ديك تريسی (وارن بيتی، 1990) * بازی فوق العاده

ننگ محلی (آل پاچینو  _ دیوید ویلر، 1990) * بازی خوب

پدرخوانده3 (فرانسيس فورد كاپولا، 1990) * بازی فوق العاده زیبا

فرانکی و جانی (گري مارشال، 1991) * بازی خوب

گلن گری گلن راس (جيمز فولی، 1992) * بازی خیلی خوب

عطر خوش زن (مارتين برست، 1992) * بازی فوق العاده زیبا

راه كارليتو (برايان دی پالما، 1993) *بازی فوق العاده

مخمصه (مايكل مان، 1994) * بازی فوق العاده

25 سنت ( جیمز فولیه، 1995) * بازی خوب

شهرداری (هرالد بكر،1996) * بازی خیلی خوب

در جستجوي ريچارد (آل پاچينو، 1996) * بازی خوب

داني براسكو (مايك نيوئل، 1997) * بازی فوق العاده 

وكيل مدافع شيطان ( تیلور هاکفورد، 1997) * بازی فوق العاده زیبا 

خودي (مايكل مان، 1999) * بازی خیلی خوب 

هر يكشنبه موعود (اليور استون، 1999 ) * بازی خوب 

مردمی که من می شناختم (دانیل آلگرانت، 2002) * بازی خوب 

کافه چینی ها ( آل پاچینو،2000) * بازی خوب 

بي خوابي (كريستوفر نولان، 2002) * بازی خیلی خوب 

سیمونه (اندرو نیکول،2002) * بازی خوب 

گیگلی (مارتین برست، 2003) * بازی خوب 

فرشته ها در آمریکا ( میک نیکولاس، 2003) * بازی فوق العاده 

تازه کار ( روجر دونالدسون،2003) * بازی خوب 

تاجر ونیزی (مایكل راد فورد،2004) * بازی خیلی خوب 

دو نفر برای پول ( د.جی.کاریسو، 2005) * بازی خوب 

88دقیقه (جان آونت، 2005)- در حال ساخت

و...

فیلمشناسی (کارگردانی):

ننگ محلی (۱۹۹0)

در جستجوي ريچارد ( 1996)

کافه چینی ها (2000)

فیلمشناسی (تهیه کنندگی):

ننگ محلی (1990)

در جستجوي ريچارد ( 1996)

فیلمشناسی (نویسندگی):

در جستجوي ريچارد ( 1996)

جوایز و افتخارات:

نامزد اسكار: پدرخوانده1 (1972)، سرپيكو (1973)، پدرخوانده2 (1974)، بعدازظهر سگی (1975)، عدالت برای همه (1979)، ديك تريسی (1990)، گلن گری گلن راس (1992)، بوی خوش زن (1992 )

برنده اسکار : بوی خوش زن (1992 )

نامزد گلدن گلوب: پدرخوانده1 (1972)، سرپيكو (1973)، پدرخوانده2 (1974)، بعدازظهر سگی (1975)، بابی ديرفيلد (1977)، عدالت برای همه (1979)، نويسنده! نويسنده (1982)، صورت زخمی (1983)، دريای عشق (1989) ، ديك تريسی (1990)، پدرخوانده3 (1990) ، بوی خوش زن (1992 )، فرشته ها در آمریکا ( 2003)

برنده گلدن گلوب: سرپيكو (1973)، بوی خوش زن (1992 )، فرشته ها در آمریکا ( 2003)

برنده امی: فرشته ها در آمریکا ( 2003)

برنده بافتا: بعدازظهر سگی (1975)

سن سپاستین: بعدازظهر سگی (1975)

جايزه (اوبي) بهترين بازيگر سال براي بازي در نمايش سرخپوستي که برانکس را ميخواهد

جايزه ( توني) بهترين بازيگر نقش دوم سال ، جايزه دراما دسک (Dram desk) و جايزه ي Theatre world براي بازي در نمايش آيا ببر کروات ميزند؟ و نمايش آموزش اصلي پاولو هامل

جايزه ي Gotham براي يک عمر خدمات فرهنگي.جايزه ي اتحاديه ي کارگردانهاي امريکا براي کارگرداني فيلم در جستجوي ريچارد

جايزه انجمن منتقدان بوستون به عنوان بهترين بازيگر سال براي داني براسکو

و ...

بعضی از بهترين صحنه هاي بازي آل پاچینو در فيلمهايش

صورت زخمي: وقتي توني مثل يك حيوان به دام افتاده در سكانس آخر فيلم داد ميزند و رجز ميخواند و آب دهانش بيرون ميپاشد.

پدرخوانده 3: صحنه اي كه باز در اواخر فيلم ميخواهند مايكل پير رابكشند اما عوضش دختر بيگناهش كشته ميشود و مايكل روي پله هاي جلوي سالن نمايش مينشيند دختر مرده اش را بغل ميكند و نعره ميزند.

بي خوابي: وقتي پاچينو بعد از اين همه سال بازيگري در سكانس آخر بيخوابي در برابر چشمهاي دختر تير ميخورد و دارد ميميرد اما دلش خوش است كه در اين سرزمين مه گرفته بالاخره توانسته شيطان را از وجودش بيرون براند حالا در چهره اش غير خستگي و بيخوابي چيزهاي ديگري هم به چشم ميخورند رضايت و رهايي پيش از مرگ.

بعد ازظهر نحس: در جايي از فيلم پاچينو در نقش ساني با آن چهره ي زيبا و بچه گانه مامور پليس را صدا ميزند و زخمش را به آنها نشان ميدهد درست مثل بچه هايي كه پدرشان را صدا ميزنند تا به پدرشان بگويند كه چرا درست و حسابي مواظبشان نبوده تا دستشان"اوف" نشود.

دني براسكو: لفتي پير ديگر كارش تمام است سكانسهاي آخر فيلم است و پسر خوانده اش خائن از كار در آمده و هر لحظه منتظر است كه به دليل خيانت پسر كار خودش ساخته شود . اين است كه روي صندلي مينشيند و راز بقا نگاه ميكند . بعد تلفن زنگ ميزند و جواب ميدهد و گوشي را كه مي گذارد بلند ميشود برود جايي كه قرار است كارش ساخته شود . خستگي از سرو رويش ميبارد ميرود سراغ يك كشو و وسايل شخصي از جمله گردنبندش را باز ميكند و داخل آن ميگذارد . آن وقت با زنش خداحافظي ميكند البته به او نميگويد دارد كجا ميرود و پيغام مهربانانه اي هم براي آن پسر خوانده خائن ميگذارد و آن وقت در را باز ميكند كه برود ؛ اما درست در همين لحظه است كه بر ميگردد و نگاهي آرام و پر از حسرت به آكواريوم گوشه ي راهروي خانه مي اندازد پاچينو درست همين جاست كه طلوع ميكند اين نگاه به آكواريوم هم از همان صحنه هايي است كه معلوم نيست آل في البداهه انجام داده يا برايش نوشته اند به هرحال استاد كل اين سكانس را عالي اجرا كرده است.

مخمصه: آخرهاي فيلم است و پاچينو در باند آن فرودگاه تاريك نفس نفس ميزند و پي مجرم ميگردد كه ميخواهد با تير بزندش. حالت چهرهي پاچينو در اين صحنه وجه ديگري از پرسوناي سينمايي او را نشانمان ميدهد . اينكه اين آدم خسته و درمانده در عين حال چقدر دلش ميخواهد زنده بماند.

بوی خوش زن: ولی دو صحنه این فیلم واقعا شاهکاره ...یکی تانگو رقصیدن آل .. و دیگری فِراری روندن آل پاچینو که واقعا دو تا از بیاد ماندنی ترین صحنه های تاریخ سینما هست ....... بخصوص اولی که واقعا خیره کننده است ........

وکیل مدافع شیطان: صحنه های آخر فیلم که آل پاچینو و کیانو ریوز که با هم به بحث درباره شیطان میکنند. رقصیدن در آن سالن و خنده های زیبای آل پاچینو.

و...

اعترافها و دیدگاه های پاچینو

نگاه به خود : اولین بار که خودم را روی پرده دیدم، احساس غریبی داشتم، حس میکردم نمایشی در کار نیست، همه چیز واقعی به نظر میرسید، او (خودم) چقدر تنها بود.بعد از آن به خودم گفتم اگر در ذهنیات شخصیم غرق شوم ،فیلم را فراموش خوهم کرد، پس به او ( خودم) به عنوان یک بازیگر نگاه کردم. چقدر تلاش میکرد طبیعی به نظر آید! بعد احساس کردم او فرد دیگریست...

شور بازی : بازیگری برای من مثل یک جستجوی مداوم است،جستجو برای یافتن چیزی که به شوقم می آورد!

غریزه و انتخاب نقش: بیشتر بازیگرها به شکل غریزی به انتخاب نقش میپردازنداما در طی سالها میفهمند که مردم چه توقعی دارند،گاه ممکن است انتخابی برای بازیگر بکنند که حق او نیست . بازیگر باید خیلی مراقب باشد تا نقشی را فقط به صرف خواست مردم بازی نکند.

ساخت شخصیت ( مایکل در پدر خوانده): در اعماق این شخصیت یک حس ستیزه جویانه و قابل بحث وجود داشت ، حسی که باعث میشد چشم بر همه چیز ببند و بگوید: ((این راه شخصی من است)) مشکل او این بود که از جانب زادگاه مادریش ، ایتالیا، حمایت واقعی نمیشد و همچنین از جانب پدرش.بنابر این یکسره تسلیم خواست درونی اش بود.او تجسم یک شخیت منزوی و خود کامه است. وقتی میخواستم این نقش را بازی کنم هیچ چیز برایم روشن نبود،بر خلاف بزرگتر ،سانی، که حضور برونی و فیزیکی شدیدی داشت ، مایکی پر از تناقضهای درونی و عواطف نا شناخته ای بود که می بایست کم کم انها را کشف میکردم. کار پیچیده ای بود.

خاطرات جوانی: مادرم سالها پیش وقتی هنوز خیلی جوان بودم، مرا به دیدن فیلمهای بسیار خوبی میبرد.اولین خاطاتم از دیدن بازیهای همفری بوگارت،کری گرانت و گری کوپر است و بعد از آن مارلون براندو و جیمز دین به یادم می آید.یادم است آن وقتها صحبت از بازی پل میونی در ((صورت زخمی)) بود. اولین بار که آن را دیدم زمانی بود که داشتیم نمایشی از برشت اجرا میکردیم.برشت شیفته ی فیلمهای گنگستری دهه 1930 بود.فیلمهایی چون(( سزار کوچک، دشمن مردم)) و شخصیت جیمز کانگی که گنگستر معروف آن دهه بود.او نمایش (( سقوط مقاوت ناپذیر آرتور اویی)) را تحت تاثیر فضای ان دوران نوشت.یادم است وقتی بازی پل میونی را دیدم چنان تحت تاثیر واقع شدم که خواستم عینا آن را کپی کنم.

مارلون براندو : وقتی قرار شد با براندو ((در پدر خوانده)) کار کنم ، طبیعی بود که اعصابم تحریک شود.میخواستم اجرایی متمایز ارائه دهم!فکر میکنم که او موقعیت بازیگر جوان و بی تجربه ای مثل من را فهمیده بود.رفتاری بسیار همدلانه داشت، با مهربانی و تفاهم.

حرفه ای بودن: در دنیایی که احساس میکنید همیشه در حال تولید هستید،حرفه ای به حساب می آیید.این اقبال شماست که میتوانید خودتان را در نقش مطلوبتان تکرار کنید،چون همیشه در لیست فراخواندگان هستید!!

آرزو: انسان مایل است به چیزی برسد که او و زندگی خودش را تغییر دهد.برای من که در میانسالی هستم آرزو چیزیست که نباید به آن فکر کنم.اما با هر فیلم جدید این حس در من قوت میگیرد،یک فیلم نامه جذاب و شش ماه یا یک سالی که باید برای آن تحقق آن وقت صرف کنم.اول دوست دارم از یک آرزو صحبت کنم، ولی میبینم آن یکی بدون چندتای دیگر امکان پذیر نیست. آنها در هم تنیده اند، پس زندگی اتفاقی است که در میان آروزها می افتد.

و ...

فروش فیلمهای آل پاچینو

For the Money ---------------- $17,470,395  

The Merchant of Venice ----------------- $3,752,725

Gigli Starkman ---------------- $6,087,542  

People I Know ----------------- $121,972

The Recruit ----------------- $52,784,696

Simone ----------------- $9,680,913

Insomnia ----------------- $67,263,182

Any Given Sunday ------------------- $75,530,832

The Insider ------------------ $28,965,197

Devil's Advocate ------------------- $61,007,424

Donnie Brasco ------------------ $41,954,997

Looking for Richard Richard III ----------------- $1,266,417

City Hall ------------------ $20,278,055

Heat ------------------- $67,436,818

Two Bits ------------------- $5,000

Carlito's Way -------------------- $36,516,012

Scent of a Woman -------------------- $63,895,607

Glengarry Glen Ross --------------------- $10,691,523

Frankie & Johnny -------------------- $22,773,535

The Godfather: Part III ------------------ $66,520,529

Dick Tracy ------------------- $103,738,726

Sea of Love -------------------- $58,571,513

Revolution -------------------- $346,761

Scarface ------------------- $44,942,821

Author! Author! -------------------- $13,111,101

Cruising ------------------ $19,784,223

And Justice For All ------------------- $29,000,000

Bobby Deerfield -------------------- $9,300,000

Dog Day Afternoon --------------------- $46,665,856

The Godfather: Part II -------------------- $57,300,000

Serpico -------------------- $27,274,150

The Godfather ------------------- $134,966,411

And…

wallpaper

al pacino1                   al pacino2               al pacino3

al pacino4                   al pacino5                al pacino6 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در یکشنبه 1384/08/15 ساعت 4:7 بعد از ظهر | لینک ثابت |
یکی از بزرگترین بازیگران ۴ دهه اخیر سینما که ۲۵ اوریل ۱۹۴۰ در نیویورک به دنیا امد . فیلم  دیده ی مکتب بازیگری سیستم استانیسلافسکی در مدرسه ی بازیگری (( اکتورز استودیو )) از سوی اکثر منتقدان سختگیر سینمایی به عنوان یکی از معدود بازیگران بزرگ کل تاریخ سینما معرفی شده است. (( وحشت در نیدل پارک )) (۱۹۷۱)   (( پدر خوانده )) ها ( ۱۹۹۰.۱۹۷۴.۱۹۷۲) ((مترسک)) (( سرپیکو )) ( ۱۹۷۳)  (( بعد از ظهر سگی )) ( ۱۹۷۵) و (( عدالت برای همه )) ( ۱۹۷۹)  او این روزها جزو بهترین آثار کلاسیک سینما هستند. اوج کار بازیگری او در دهه ۷۰ بود . دوره ای که بهترین کارگردانان موج نوی سینمای آمریکا از راه رسیدند و بهترین محصولات سینمای آمریکا را بعد از دوران سیاه مک کارتیسم و فهرست سیاه  تولید کردند. پدر و مادر پاچینو وقتی او خیلی کوچک بود از یکدیگر جدا شدند و آل همراه مادرش برای ادامه زندگی پیش مادر بزرگش رفت. از فعالیت های مورد علاقه اش در کودکی نقلید نقش و صدای بازیگرانی بود که در فیلم ها دیده بود. او که دل خوشی از درس نداشت شیفته ی کلاس های هنر و بازی در نمایش های مدرسه ای بود . وی در فقر و نا امیدی بزرگ شد ولی هدفش از ورود به کلاس های استراسبرگ در سال ۱۹۶۶ کسب سروت و در آمد نبود . پاچینو عاشق بازیگری بود و توانست با بازی های خوب و زیر پوستیش در جایگاه درست و شایسته ی خود قرار گیرد .فیبمهای جدید او از جمله (( ۲نفر برای پول )) که هفته ی قبل بر روی پرده ی سینما ها رفت ارزش و اعتبار کارهای قدیمی او را ندارد.

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در یکشنبه 1384/08/15 ساعت 4:6 بعد از ظهر | لینک ثابت |

سلام ما در بخش ( صدای او )  در مورد  صدای آل پاچینو صحبت میکنیم میگی نه نگاه کن :

صورت رخمی در  ای ۳ !!!

بازی صورت زخمی که از روی فیلم آن با هنرمندی آل پاچینو الهام گرفته است  دموی بازی زیبایش  در ای ۳ نشان داده شده بود  البته بازی صورت زخمی در واقع دنباله فیلم آن بوده و صرفآ یک ساخت از روی فیلم نیست. اگر این فیلم بسیار قشنگ ( صورت رخمی ) را دیده باشید در آخر تونی مونتانا در قصر خود مورد حمله عده ای افراد مسلح قرار گرفته و پس از درگیری با آنها سرانجام از پای در آمده و کشته میشود اما در بازی وضیعت طور دیگری است شما در نقش تونی بایستی پس از استقبال گرم!!! از مهاجمین از قصرتان فرار کنید تا جان سالم به در ببرید .

کنترل بازی شبیه به جی تی ای است (البته با کمی تفاوت).

اینجا مهم است :

صدای تونی در بازی همان صدای نفس ( آل پاچینو ) با لهجه کوبایی تند ( مثل فیلمش ) است که آل پاچینو خود به عهده گرفته است.

این بازی برای ( کامپیوتر شخصی و پلی استیشن ۲ ) به بازار می آید

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در یکشنبه 1384/08/15 ساعت 4:5 بعد از ظهر | لینک ثابت |

http://www.imdb.com/name/nm0000199/

این سایت برای عاشقان او نیست ولی در مورد اوست. ( نگاهی کنید )

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در یکشنبه 1384/08/15 ساعت 4:5 بعد از ظهر | لینک ثابت |

سلام به شما  خوبید؟

ببخشید که به روز نکردم وبلاگ رو ولی قالبش را عوض کردم .

اینشا الله برایتان این وبلاگ را فردا به روز میکنم و در مورد  آل پاچینو در بازی صورت زخمی توضیح میدم.

چاکریم

امیر پاچینو

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در یکشنبه 1384/08/15 ساعت 4:4 بعد از ظهر | لینک ثابت |
چاکریم

شرح

قتل آل پاچینو در ۸۸ دقیقه!!!

گروه فرهنگ و هنر - از شنبه آینده تهیه یک فیلم جنایی - پلیسی تازه با بازی آل پاچینو درونکوور  کانادا شروع میشود.

به گزارش تورونتو استار  این فیلم ( ۸۸ دقیقه ) نامگزاری شده است و جوان ترهایی مثل آلیسیاویت لیلی سوبیسکی و نیل مک داناف روبروی پاچینو نقش آفرینی خواهند کرد. پاچینو که در زندگی هنری اش نقش های مثبت و منفی متعددی را در فیلمهای جنایی بازی کرده است در فیلم جدیدش رل استاد دانشگاهی را ایفا میکند که در اصل یک مامور اف.بی.آی است.

روزی به او ناگهان خبر میرسد که فقط ۸۸ دقیقه وقت برای زندگی دارد زیرا یک زندانی فراری طرح قتل او را ریخته و در یک قدمی اوست. این فیلم را جان اونت کارگردانی میکند

نظر بدید. 

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در یکشنبه 1384/08/15 ساعت 4:3 بعد از ظهر | لینک ثابت |
سلام ببخشید که خیلی وقته به روز نکردم ولی امروز می خوام چند تا عکس جدید از فیلم جدیدش بزارم.

Al Pacino and Matthew McConaughey star in Universal Pictures' Two for the Money

Two for the Money - 2005

عکس  فیلم ۲۰۰۵ آل پاچینو با عنوان : دو نفر برای پول

Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Matthew McConaughey , Al Pacino and Rene Russo in Universal Pictures' Two for the Money

Al Pacino and Matthew McConaughey in Universal Pictures' Two for the Money

Al Pacino and Matthew McConaughey in Universal Pictures' Two for the Money

Al Pacino and Matthew McConaughey in Universal Pictures' Two for the Money

Matthew McConaughey and Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Rene Russo and Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Matthew McConaughey and Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Matthew McConaughey and Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Rene Russo and Al Pacino in Universal Pictures' Two for the Money

Al Pacino , Matthew McConaughey and Jeremy Piven in Universal Pictures' Two for the Money

Rene Russo in Universal Pictures' Two for the Money

Al Pacino and Matthew McConaughey star in Universal Pictures' Two for the Money