تبليغاتX
آل پاچینو بازیگری 20
 

سلام دوستان عزیز نظر شما در مورد بنر زیر ( که لینکش رو گذاشتم ) چیه ؟!

http://i6.tinypic.com/1zgvx1w.jpg

حتمآ نظرتون رو بگید

با تشکر :

             امیر

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در دوشنبه 1385/04/19 ساعت 12:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |

فیلمی که باعث شد سرانجام آل پاچینو بعد از 8 بار نامزد اسکار شدن به جایزه اسکار نائل بشه ........

کارگردان : Martin Brest که کلا زیاد فیلم کارگردانی نکرده ولی در کارنامش فیلمهایی نظیر پلیس بورلی هیلز – گیگلی (؟؟!!!) و...  دیده میشه

نویسنده : Bo Goldman (فیلم نامه ) که در کارنامش فیلمهایی نظیر City hall (که در اون فیلم هم آل پاچینو حضور داشت ) و Meet Joe Black دیده میشه ......

Giovanni Arpino که نویسنده نوول بوی خوش زن بوده ....

بازیگران : آل پاچینو در نقش سرهنگ فرانک اسلید >> بدون شک دیگه نیازی به توضیح نداره !

  Chris O'Donnell در نقش چارلی سیمز که از فیلمهای دیگش میشه The bachelor (که عجب فیلم بدی بود .)  و بتمن و رابین (که در نقش رابین بود !) رو نام برد ....

Gabrielle Anwar بیشتر معروفتیش بخاطر اینه که مجله People  او را بعنوان یکی از 50 زن زیبای جهان در دهه 90 معرفی کرده و براستی هم زیباست ......

تهیه کننده : مارتین برست

موسیقی متن : Thomas Newman  که در پایین توضیحش رو میدم .......

ژانر : دارم

تگ لاین : Col. Frank Slade has a very special plan for the weekend. It involves travel, women, good food, fine wine, the tango, chauffeured limousines and a loaded forty-   five. And he's bringing Charlie along for the ride !!!!!

زمان : 157 دقیقه / کشور :آمریکا / زبان : انگلیسی / رنگی / صدا : Dolby SR /DVD Released : Yes

MPAA Rating:   R >> بیشتر بخاطر حرفهای رکیکی که سرهنگ می زنه .......

حواشی :  مارتین برست کارگردان فیلم ، قصد داشته فیلم رو مستقیما وارد شبکه ویدئویی و هواپیمایی بکنه !!!

خلاصه فیلم : 

فرانک یک سرهنگ بازنشسته ارتش هست . او کور هست و رفتارش جوری هست که هیچ کس نمی تونه باهاش حتی چند ساعت رو بسازه ....... چارلی هم دانش آموزی است که بدنبال رفتن به دانشگاه هست بعلاوه بدنبال این هست که با کار کردن در روز ThanksGiving  خرج سفر به دیارش را تامین کنه .......

با توجه به خلق و خوی بد فرانک او موافقت میکنه که از او در روز عید شکر گزاری مراقبت کنه با توجه به اینکه خواهرزاده فرانک به او میگه که این پول آسونی برای او خواهد بود ........ ولی او اصلا خبر نداره که سرهنگ میخواد عیدش رو در نیویورک بگذرونه ! 

توضیح :

همون طور که در ابتدای مطلب هم ذکر کردم .این فیلم سرانجام باعث شد که آل پاچینو به جایزه اسکار برسه و واقعا هم چه به حق برسه ........ بدون شک اگه به من بگن 5 تا از بهترین بازیهای دهه 90 رو انتخاب کن مطمئنا یکیش همین نقش آل پاچینو در فیلم بوی خوش زن هست ..........

این فیلم علاوه بر بازی فوق العاده آل پاچینو یک چیز دیگه اش هم فوق العادس و اون داستان بسیار جالب و واقع گرایانه ی فیلم هست !

بطوریکه اگه یخورده فیلم برداری فیلم هم متفاوت بود فیلم رو می شد مستند هم حساب کرد ..... 

برای گفته ام هم دلیل دارم ........ این فیلم به بهترین نحو ممکن توانسته دغدغه های یک نوجوان دانشجویی که با بورسیه جوان شایسته امریکا به یکی از بهترین کالج های امریکا رفته و با هزار و یک مشکل داره اونجا زندگی میکنه را نشون بده و نشون بده که چطور هیچ وقت جوانان و نوجوانان امروز حتی در روزهای تعطیل و مناسبت نمی تونن با آرامش شبها به خواب برن ........

ولی شاید بشه گفت عجیب ترین نکته در مورد این فیلم سابقه ی کارگردانش هست !!!که از یک طرف، قبل از این فیلم ، پلیس بورلی هیلز (که تی . وی خودمون هم نشونش داد !) رو کارگردانی کرده و بعد از این فیلم هم فیلم مزخرف که چه عرض کنم یکی از بدترین فیلمهای تاریخ سینما یعنی گیگلی (که در لیست 100 تا از بدترین فیلمهای تاریخ سینما در رتبه 36 قرار داره !! و تونسته 4 تمشک طلایی رو از آن خودش کنه !) کارگردانی کرده و از طرف دیگه این فیلم که بنظر من یکی از شاهکارهای سینماست رو کارگردانی کرده ......

در مورد نقش و بازی آل پاچینو در این فیلم صحبت زیاده ، ولی بهتره اول یخورده هم درمورد کریس دی اونیل نقش دوم این فیلم هم صحبت بکنیم ....

کریس دی اونیل تو این فیلم نمی گم بد بازی کرده ولی در قیاس با آل پاچینو خیلی خیلی پایین تره ... البته خوب شاید کنار آل پاچینو که قرار گرفته به چشم نمیاد ....... ولی بطور کلی بنظر من اگه مت دیمون بجاش بازی کرده بود (با سابقه ای که حالا داریم ازش می بینیم !) بدون شک بازی فوق العاده ای از خودش نشون میداد ........

البته کریس دی اونیل هم از نظر شخصیت و هم از نظر تیپ و قیافه یه یه دانشجو 18-19 ساله ی با استعداد آمریکایی می خوره ........

بخصوص از عهده ی صحنه های (صحنه ی ) رومانس فیلم اصلا خوب بر نیومده و نتونسته اون حس خودش رو به تماشاچی القا کنه .......

و اما آل پاچینو ..........

مطمئنا بارز ترین چیز در مورد نقش آل پاچینو کور بودن او هست که من واقعا موندم چطور تونسته اینجوری بازی کنه .... از نگاه کردنش (که واقعا شاهکار بازی کرده ....شما اگه تونستید 30 ثانیه به جایی خیره بشید و پلک نزنید ؟!! و این کاریه که آل در تمام فیلم می بایست انجام بده و به بهترین نحو اونو انجام میده .....) تا طرز راه رفتنش که شما اگه ندونید طرف بیناست فکر می کنید واقعا کوره !!!

البته ناگفته نماند بازی جیمی فاکس هم توی فیلم RAY  دست کمی از بازی آل نداره که او هم به حقش رسید ..... (با جوایز رنگارنگی که گرفت .....)

ولی دو صحنه این فیلم واقعا شاهکاره ...یکی تانگو رقصیدن آل .. و دیگری فِراری روندن آل پاچینو که واقعا دو تا از بیاد ماندنی ترین صحنه های تاریخ سینما هست ....... بخصوص اولی که واقعا خیره کننده است ........

موسیقی متن فیلم هم که توسط Thomas Newman  کار شده که اگه به سابقش نگاه کنید مطمئنا بارز ترین فیلمش The Green Mile (1999)  دالان سبز (یا حالا هر چی دیگه که ترجمه فارسیش هست !!) هست که اون هم یکی از بیاد ماندنی ترین فیلمهای تاریخ سینماست و البته تی وی خودمون هم تا حالا یه 5-6 باری سانسور شدش رو نشون داده !

تو این فیلم هم کارش خیلی خوبه و سبک موسیقیش خیلی با فیلم همخونی داره ....... بخصوص در صحنه رقص تانگو که عرض کردم یکی از بهترین کارهاش رو ارائه کرده و به اون صحنه زیبایی دو چندانی بخشیده !

فیلم برداری هم در سطح قابل قبولی قرار داره ولی بعضی جاها یخورده ریتمش تند میشه ......

تدوین فیلم هم مثل فیلم برداری از نقاط ضعف فیلم نیست ولی چند صحنه رو میشد حذف کرد .....

و اما کارگردانی ........

همون طور که گفتم این کارگردان سابقه ی درخشانی نداره ولی تو این فیلم بدون شک یکی از بهترین کارهاش رو ارائه کرده و به بهترین نحو از تمام عوامل فیلم بازی گرفته و صحنه هارو بازسازی کرده .......

فقط یکی دو نکته رو باید ذکر کنم

یکی اینکه این فیلم از لحاظ زبان زیاد ثقیل نیست و میشه راحت فهمیدش ولی بعضی حرف هایی که آل پاچینو میزنه اصلا برای زیر 16 سالها مناسب نیست !

و دوم با زیر نویس فارسی این فیلم هم تو بازار موجوده !!!

از نقش های اول فیلم که فاصله بگیریم بقیه عوامل هم به نوبه ی خودشون زیاد بد بازی نکردن :

از جرج ویلیس (با بازی Philip Seymour Hoffman  ) گرفته کسی که به ظاهر دوست چارلی هست در باطن به خاطر خطری که تهدیدش میکنه و کاری که دستش داره تعارفش میکنه و باباش از متولیان مدرسه است و خلاصه بگم از پارتی دارهای مدرسه است .......  و در واقع فقط با دوستاش میخوان فقیر بودن چارلی رو به رُخش بکشن و اذیتش کنن .......

تا هری هاویمیر (با بازی Nicholas Sadler  ) کهاو هم یکی از دوستان جرج ویلیس و درست مثل جورج باباش از کله گنده های مدرست و بهمین دلیل هم هر کاری میخواد تو مدرسه میکنه و فقط برای حفظ آبروش تعارف چارلی میکنه تا . علیه او حرف نزنه ........

و البته این دو تا ،دو تا دیگه دوست هم بنامهای ترنت و جیمی ( با بازیهای Todd Louiso  و Matt Smith  ) دارن که اون دو تا هم تونستن از عهده ی نقش بچه هایی که هیچ کاری بلد نیستن و فقط مطیع و مقلد یک نفر هستن و از او پیروی میکنن  بر بیان .. بنظر من !

فقط یک چیز دیگه اگه کلا حوصله فیلمهای طولانی رو ندارین این فیلم رو نبینین چون 150 دقیقه هست و بعضی جاهاش یخورده خسته کننده میشه که این ضعف تدوین گر فیلم رو می رسونه ولی در همون صحنه هام میشه از بازی فوق العاده آل لذت برد ......

ولی اگه دنبال فیلمی هستید که بازیهای شاهکاری و طبیعی داره و از داستان واقع گرایانه ای برخوردار باشه حتما این فیلم رو ببینید ولی کلا اگه دنبال فیلمای اکشن و بزن بزن و اینا هستید اصلا به این فیلم فکر هم نکنید !!!

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در شنبه 1385/04/17 ساعت 10:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
۱- http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0068.jpg

۲- http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0067.jpg

۳- http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0066.jpg

۴- http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0065.jpg

۵- http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0064.jpg

۷-  http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0063.jpg   

۸- http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0058.jpg

۹-  http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0018.jpg

۱۰- http://66.49.190.33/scans/grandes/a-b/alpacino/alpacino0028.jpg

ادامه ی عکس ها رو در لینک زیر ببینید :

http://images.search.yahoo.com/search/images/view?back=http%3A%2F%2Fimages.search.yahoo.com%2Fsearch%2Fimages%3Fp%3Dalpacino%26fr%3DFP-tab-img-t-t400%26toggle%3D1%26cop%3D%26ei%3DUTF-8&w=450&h=679&imgurl=66.49.190.33%2Fscans%2Fgrandes%2Fa-b%2Falpacino%2Falpacino0030.jpg&rurl=http%3A%2F%2F66.49.190.33%2Fscans%2Fa%2Falpacino01.html&size=30.5kB&name=alpacino0030.jpg&p=alpacino&type=jpeg&no=6&tt=806&ei=UTF-8

نظر یادتون نره !!!

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در جمعه 1385/04/16 ساعت 11:19 بعد از ظهر | لینک ثابت |
خیلی وقت بود آپ نکردم اینم یک آپ توپ :

مصاحبه با الفرد پاچينو:
آقاي پاچينو فكر مي‌كنيد غرور تا چه حدّ براي يك بازيگر لازم است؟ فكر نمي‌كنم كه خودبيني بخشي از بازيگري باشد. شايد بهتر است غرور را تعريف كنيم. در هر شخصي کرامت و عزت‌نفس وجود دارد و نياز دارد كه مطرح شود يا اينكه نظر بدهد. آنهايي كه بيهوده مغرورند، بازيگران خوبي نيستند. اين يك ويژگي است كه از نهانگاه زندگي اشخاص نشأت مي‌گيرد. بنابراين، به نظر من غرور، لزوماً منسوب به يك بازيگر حرفه‌اي نيست.
آيا شما تجربيات و دانسته‌هاي شخصي خودتان را در ايفاي نقش به كار مي‌گيريد؟
بله، در هر كاري كه انجام بدهم از آن استفاده مي‌‌‌كنم. شما به عنوان يك بازيگر در اصل خودتان را بازي مي‌كنيد. هر اسمي كه بخواهيد مي‌توانيد روي آن بگذاريد. البته، واقعاً آن بيشتر به طور ناخودآگاه صورت مي‌گيرد پس ممكن است خودتان متوجه نباشيد ولي براي اينكه به نقشتان نزديك شويد مجبوريد از تجربه خودتان استفاده بكنيد. به همين دليل است كه سعي مي‌كنم در حرفه‌ام كمتر مصاحبه انجام دهم و خودم را كمتر نشان دهم چون هميشه نگران هستم كه شخصيتم‌ـ هرچه كه باشد‌ـ بيش از حد نمايان شود و اين زودتر از ديده شدن بازي‌ام روي پرده اتفاق بيافتد. يك نقاش، چيزي را نقاشي مي‌كند كه يا آن را ديده و يا در ذهنش وجود دارد. بهتر است اينطور فكر كنيم كه من نقاشي را كشيده‌ام. مردم درباره من همراه آن نقاشي قضاوت مي‌كنند. بعضي آن تصوير را قبول دارند و بعضي آن را رد مي‌كنند ولي به هر حال تصويري وجود دارد كه مي‌توانم خودم را پشتش پنهان كنم.فكر مي‌كنم هر كس براي انجام هر كاري همين كار را مي‌كند.
فكر مي كنيد نقاط ضعف شما به عنوان يك بازيگر كدام‌ها هستند؟
نقاط ضعف….اي كاش مي‌توانستم موضوعي را مطرح كنم. احتمالاً اگر در مورد توانايي‌هايم از من سؤال مي‌كرديد باز هم چنين مكثي در پاسخ داشتم. شايد به خاطر اينكه، هر دوي آن‌ها يكي هستند.
آيا از اين موضوع آگاه هستيد كه به عنوان يك ستاره سينما، حالت مرعوب‌كننده اي را براي كساني كه با آن‌ها كار مي‌كنيد به همراه مي‌آوريد؟
من واقعاً اين گونه فكر نمي‌كنم. من به كار نزديك مي‌شوم و آن را به همان روشي كه هميشه انجام داده ام، تمام مي‌كنم. اگر احساس كنم كه همكارانم چنين احساس‌ ترسي هنگام كار با من پيدا مي‌كنند شايد نتوانم بازي كنم چون كار ما، گروهي است. كاملاً مثل اين است كه ما يك اركستر هستيم كه بايد هماهنگ با هم ساز بزنيم. اگر يكي از اعضاي گروه احساس كند ديگران از او مي‌ترسند نمي ‌تواند به راحتي كارش را انجام دهد. مي‌توانم بفهمم كه اين چه احساسي است. وقتي با كسي كه تنها از طريق فيلم هايش مي‌شناسيد روبرو مي‌شويد چنين تصوري از او پيدا مي‌كنيد. اما در طول سال‌ها فهميدم بهتر است بگذاريم اين احساس برود چون بازيگرها، شخصاً آنگونه كه ما درباره‌شان فكر مي‌كنيم نيستند.
شما اغلب يك فرد افسانه‌اي خوانده‌مي‌شويد ايا اين عنوان را دوست داريد؟ وقتي مردم از شما به عنوان افسانه ياد مي‌كنند چه عكس العملي نشان مي‌دهيد؟
خب، وقتي ديگران اينطور مي‌گويند من هم مجبورم بگويم:شايد مدتي آن طرف‌‌ها بوده‌ام. اين تنها چيزي است كه مي‌توانم در پاسخ بگويم. اما به هر حال من خودم را با اين شرايط وفق داده‌اند.
چطور با زندگي در قالب يك بازيگر پرمشغله كه اغلب دور از خانه است، كنار مي‌آييد؟
همه فيلم‌هايي كه بازي مي‌كنم، زندگي خودم را به من يادآوري مي‌كنند. چيز فوق‌العاده‌اي كه در مورد سينما وجود دارد اين است كه هر بار با افراد جديد آشنا مي‌شويد. بسياري از بازيگران هم مثل من تصور مي‌كنند كه دور هم جمع شدن براي به ثمر رساندن يك فيلم مثل يك زندگي خانوادگي است.
چقدر سخت است كه نقشتان را از ميان فيلنامه‌هاي پيشنهادي انتخاب كنيد و آنهايي را به مبارزه بطلبيد كه بيشتر از ديگر نقش‌ها شما را تحريك مي‌كنند و واقعاً با توانايي‌هاي شما مطابقت دارند؟
براي بيشتر بازيگرهااين امر غريزي است، يعني هر نقشي كه شما را برايش انتخاب كنند.اما در كنارش، نكته‌اي در
كار حرفه‌اي هست كه اگر آن را انجام دهيد و به آن بسيار توجه داشته باشيد ديگران تمايل پيدا مي‌كنند تا بيشتر از شما استفاده كنند. البته گاهي اوقات هم در نقش مناسب خودتان از شما بهره نمي‌برند اگر جه ممكن است از اين تصور كه آن‌ها خوستار شما هستند لذت ببريد و فكر كنيد كه از عهده هر نقشي بر مي‌آييد اما در اشتباه هستيد. شما مجبوريد وقتي مي‌خواهيد نقش را بپذيريد مراقب باشيد چون با اين شرايط كار را قبول مي‌كنيد اما با در نظر گرفتن اينكه اگر مشهور نبوديد ممكن بود براي نقش انتخاب نشويد. پس من هم مجبورم در اين مورد بسيار با احتياط عمل كنم.
شيوه نزديك شدن شما به شخصيت نقشهايتان در طول سالها تجربه، چطور تغيير كرده است؟
اوايل نياز داشتم كه تمام وقت در نقش فرو روم. بنابراين حتي زماني كه منتظر شروع كار بودم در نقش خودم غرق بودم و اين كار خيلي برايم لازم بود. اما حالا مي‌توانم قبل از شروع كار با نقش خيلي درگير نشوم و اين درگيري را پنج دقيقه قبل از شروع بازي، آغاز كنم اين توانايي چيزي است كه در طول سالها تجربه كسب كرده‌ام.
همكاري با «مايكل مان» كارگردان مخمصه چطور بود؟
من تمركز او را حين انجام كار خيلي دوست دارم. همانطور كه بعضي‌ها به كلي بازيگرند، او هم تماماً كارگردان است. تقريباً مي‌توان گفت كه با غريزه‌اش فيلم مي‌سازد.
اين ويژگي به شما به عنوان يك بازيگر چه كمكي مي‌كند؟
در اين صورت شما احساس مي‌كنيد كه حمايت مي‌شويد بنابراين به خودتان اجازه مي‌دهيد كه توانايي‌هاي خود را در اختيار او قرار دهيد تا او از آن‌ها استفاده كند.
درباره بازيگراني كه حاضرند كمتر از قابليت‌هاي واقعيشان مورد توجه قرار گيرند ولي در عوض پول بيشتري دريافت كنند چه نظري داريد؟ اگر چه اين كار را براساس عقيده‌اي كه دارند انجام دهند، در صورتي كه بسياري از بازيگران واقعاً مستعد آن دستمزدهاي كلان را كنار مي‌گذارند و در اين مورد چه فكر مي‌كنيد؟
من صادقانه فكر مي‌كنم اين چيزها مربوط به شيوه‌اي است كه اين دوستان به كار مي‌گيرند چيزي كه مردم از ما انتظار دارند كاركردن است. بسياري از اين ستارگان بسيار خبره و بااستعداد هستند. آن‌ها برنامه ي مشخصي را طراحي مي‌كنند تا بينندگان را مجبور كنند به سينما بيايند و آن‌ها را ببينند. اين چيز خاصي است كه بايد تحسين شود و به آن ارزش داده شود. من مشوق بزرگ آن هستم.
آيا «صورت زخمي» نقطه اوج سينماي پاچينو است؟ اگر نه كدام فيلم هست؟
صورت زخمي را دوست دارم. اما فيلم مورد علاقه من با بازي آل پاچينو «شيوة كارليتو» است.
كارگردان بي‌خوابي – كريس نولان – گفت كه خوشحال است شما آن نقش را به عهده گرفتيد چون شما شكل و شمايل يك شخصيت خشن را به خوبي مجسم مي‌كنيد، آيا موافقيد؟
به نظر من مواقعي وجود دارد كه احساس مي‌كنيد نقشي هست كه مردم دوست دارند و مي‌خواهند شما را در آن نوع نقش‌ها ببينند بنابراين شما هم ترجيح مي‌دهيد چنين نقشي را گاهي اوقات بازي كنيد اما من اساساً «بي‌خوابي» را به خاطر كريس نولان و نوع كارش بازي مي‌كردم. بنابراين، روش او براي نزديكي به هدف فيلم مهم‌ترين دليلي بود كه اين كار را بازي كردم. علاوه بر آن شخصيت خودم را در فيلم دوست دارم. شخصي مغرور و كسي كه هم خوب است و هم بد.
بازي با رابين ويليامز كه نقش مقابل شما در فيلم بود چطور بود؟
كاري كه من سعي مي‌كردم، بكنم اين بود كه مثل رابين خنده‌دار و بامزه به نظر برسم. او الگوي من بود و من از بودن در كنار او لذت مي‌برم. دلم مي‌خواهد باز هم با او بازي كنم. او در زندگي و هر چيزي كه در اطرافش هست بسيار راحت، بشاش و آگاه برخورد مي‌كند. البته در عين حال حساس هم است. نمي‌توانم به اندازه كافي درباره او صحبت كنم به هر حال به رابطه دوستانه‌اي كه با او دارم، افتخاز مي‌كنم.
آيا كارگرداني «در جست و جوي ريچارد» را يك اقدام مهم در كارنامه خود مي‌دانيد؟
نه من خودم را يك كارگردان نمي‌دانم. اگر قرار باشد دوباره كارگرداني كنم، بايد چيزي باشد كه درباره آن احساسي قوي داشته باشم. چون كارگرداني يك نوع نگاه كلي به مسائل است كه من خيلي از آن برخوردار نيستم اما چيز خوبي كه در مورد كارگرداني وجود دارد كنترل و مديريت داشتن بر عوامل است.

نوشته شده توسط امیر.امیرصالحی در جمعه 1385/04/16 ساعت 10:52 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
-.-.-.

-0-0-0 /\/\/\/\/\/\/ /\/\/\\/\/\/\/\/\
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
-=-=-=-=-=-=-=====-
---9- function noRightClick() { if (event.button==2) { document.onmousedown=noRightClick